افراد مبتلا به وسواس ممکن است در زمینههای مختلف زندگی، از جمله مراقبت از پوست، با چالشهایی روبرو شوند. یکی از این چالشها، داشتن یک روتین پوستی است که هم بهطور منظم و هم با توجه به نیازهای پوست انجام شود، بدون اینکه باعث استرس و نگرانیهای اضافی شود. در این مقاله به بررسی این موضوع میپردازیم که آیا افراد وسواسی میتوانند روتین پوستی مناسبی داشته باشند و چگونه میتوانند با توجه به ویژگیهای خود، مراقبتهای پوستی مؤثر و بدون اضطراب را انجام دهند.
این روزها، داشتن یک روتین پوستی به عنوان یک حُسن تلقی می شود. افراد وقتی نتیجه خوب و رضایت بخش آن را می بینند، آن را به صورت جدی تر دنبال می کنند و از آن غافل نمی شوند. همچنین برای داشتن پوستی سالم و چهره ای زیباتر، تعداد زیادی ویدئوهای آموزشی زیبایی از قبیل روتین های صبحگاهی و آرایشی می بینند تا روتین های خود را اصلاح و کامل کنند.
اما این روالی که شاید برای خیلی ها، معمولی و آسان به نظر برسد، برای افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری- جبری یا همان OCD (Obsessive- Compulsive Disorder) می تواند بسیار کار سختی باشد!
اختلال وسواس فکری- جبری (OCD)، اختلالی است که شخص مبتلا به آن، افکار و احساسات غیر قابل کنترل و تکرار شونده ای را تجربه می کند و برای رهایی از اضطراب ناشی از آنها یا جلوگیری از رخ دادن برخی فاجعه ها مجبور به انجام رفتارهای خاصی، که جبری هستند، می شود و این می تواند به یک چرخه بی پایان و فرسایشی هم برای خودشان و هم اطرافیانشان تبدیل شود.
راستش را بخواهید، افراد مبتلا به OCD، در مورد بسیاری از کارهای روزمره خود، این احساس را تجربه می کنند که یکی از آنها همین موضوع مراقبت از پوست است.
چگونه انواع اختلالات OCD بر انجام روتین پوستی اثر می گذارند؟
«مغزهای ما، یکسان نیستند!». به عنوان مثال، اگر فردی مستعد افسردگی باشد، دیدن یک فیلم غم انگیز ممکن است باعث بروز نشانه های افسردگی در او شود؛ در حالی که در شخص دیگری، ممکن است فقط برای چند ساعت احساسات غم انگیز ایجاد کند، اما بعد از آن به آرامی از بین برود و هیچ اثری از خود باقی نگذارد. بدین ترتیب در اشخاصی هم که دچار اختلال وسواس فکری- جبری هستند و برای درمان آن اقدامی نکرده اند، فعالیت هایی که نیاز به دقت، نظم یا پرداختن به جزئیات دارند، ممکن است چالش برانگیز باشد.
شاید تصور کنیم که یک روتین مراقبت از پوست برای بسیاری افراد، یک کار ساده و بدون درگیری فکر است، اما در واقع برای افرادی که با این مشکل، دست و پنجه نرم می کنند، می تواند یادآور عادات ناسالم، چک کردن کارها و تشریفات یک ساعته و در نتیجه یک کار نسبتاً سخت و فرسایشی باشد!
از آنجایی که اختلال وسواس فکری- جبری دارای چند زیرگروه است، علت دقیقی که ممکن است فرد مبتلا به آن در مواجهه با یک روتین پوستی به مشکل بخورد، می تواند متفاوت باشد.
افراد مبتلا به وسواسهای «وارسی کردن» به احتمال زیاد، افکار و احساساتی مانند «به نظر درست یا کامل نمی آید!» را تجربه می کنند و احساس اجبار برای انجام دوباره یک کار آن هم بارها و بارها دارند تا زمانی که احساس درونی «درست و بی نقص بودن» برایشان حاصل شود. مثلاً در انجام روتین پوستی، اگر در یک مرحله از آن، احساس تمام و کمال نداشته باشند، ممکن است برنامه روتین را دوباره از ابتدا شروع کنند تا زمانی که احساس درستی و کامل بودن پیدا کنند. این ممکن است به طور مکرر اتفاق بیفتد و باعث شود که آنها به دلیل زمانبر و سخت بودن، از مراقبت پوستی به طور کامل دست بردارند!
اشخاصی که با وسواس آلودگی درگیر هستند، هر فکر ناخواستهای پیرامون آلوده بودن چیزی در طول انجام مراحل روتین، ممکن است آنها را وادار کند که یک یا چند مرحله از کار را دوباره به طور اجباری انجام دهند تا از تجربهای «پاک و خالص» در طول روتین مراقبت از پوست، اطمینان حاصل کنند.
راه دیگری که OCD می تواند در مراقبت از پوست تداخل ایجاد کند، تفکر خرافاتی است که می تواند افراد مبتلا به این اختلال را آزار دهد. افکاری مانند «اگر مراقبت از پوست را به این ترتیب انجام ندهم، اتفاق بدی رخ می دهد!» سبب می شوند انجام کاری خارج از دستور، حتی یک مرحله، در زمانی که فرصت کافی برای انجام آنها نیست، ایجاد دغدغه کند و در نهایت باعث شود که به طور کلی از آن صرف نظر کنند.
آنچه گفتیم، تنها تعدادی از مواردی هستند که OCD می تواند بر روال مراقبت از پوست تأثیر بگذارد. از آنجایی که مغز هر کس متفاوت عمل می کند، موقعیت های احتمالی بسیار بیشتری وجود دارند. به عنوان مثال از زبان یک مراجع مبتلا به OCD می شنویم که می گوید: «من برای مدتی فقط می توانستم صورتم را در حمام، زیر دوش بشویم و فقط یک مرطوب کننده سریع بزنم. فکر بیشتر شدن اجبارها برای انجام روتین پوستی برایم ناراحت کننده بود. ممکن بود دیر به سر کارم برسم و حتی گاهی این افکار و احساسات باعث ایجاد حالت تهوع برایم می شد. بسیاری از مردم عاشق روتین های روزانه هستند و آنها را آرامش بخش و مؤثر می دانند؛ با این حال، برای من و سایر افراد مبتلا به OCD، همین برنامه ها می توانند به راحتی علائم اختلال را بروز دهند.»
پیش به سوی یک روتین سالم مراقبت از پوست، همراه با OCD
به نظر می رسد ساده ترین راه این است که از تمامی این روتین های پوستی صرف نظر شود، اما این برای پوست یا ذهن ما سالم نیست. روان درمانگران می گویند که لزوماً نباید از تمرینهایی که سلامت روان را به مخاطره می اندازند، اجتناب کنیم. برعکس، اگر از افکار، احساسات و هیجانات خود آگاه باشیم، می توانیم هوشیارانه آنها را در همه جنبههای سلامت و زیبایی، به خدمت بگیریم به طوری که آنها به نفع ما کار کنند نه به ضرر ما. این توصیه می تواند برای هر روتینی در فرد مبتلا به OCD، از آشپزی گرفته تا پروژه های کاری، مفید و کمک کننده باشد.
در روند درمان مراجع مبتلا به OCD که در بالا عنوان شد، او اظهار می کند: «اولین قدم برای من، این بود که روال خود را به هم بزنم که مسلماً در ابتدا استرس زا بود. من روتین چرخشی مراقبت از پوست را به کار بردم؛ به این صورت که مصرف محصولات پوستی مورد نظر در روزهای مختلف، متفاوت باشد و جالب آن که این روزها مورد توجه خیلی ها قرار گرفته است. بدین ترتیب در نهایت توانستم یک روتین مراقبت از پوست داشته باشم بدون این که لازم باشد یک روتین ثابت را در هر روز انجام دهم و این باعث می شود کمتر درگیر ماهیت تکراری و تشریفاتی بودن آن شوم؛ یک شب سرم روشن کننده می زنم، شب دیگر رتینول. من هر چند روز در هفته، پاک کننده هایم را عوض می کنم که هرکدام مزایای متفاوتی دارند. برای من مراقبت از پوست به این شکل، بدون افتادن در دام یک روتین، ساده تر است، ضمن این که آن افکار وسواسی هم کمتر پدیدار می شوند!»
اگر مبتلا به OCD هستید، بهترین راه برای رسیدن به یک آرامش حین انجام روتین ها، درمان است. درمان تخصصی OCD، مانند رویارویی و جلوگیری از پاسخ (ERP)، که توسط درمانگر متخصص اختلالات وسواسی انجام می شود، می تواند به فرد کمک کند تا از این اختلال آزاردهنده گذر کند و به دنیای واقعی، معنای بیشتری ببخشد.
این تکنیک، فرد را دقیقاً در معرض چیزهایی قرار می دهد که او را مضطرب می کند و علی رغم چالش برانگیز بودن آن، استاندارد طلایی در درمان OCD است. در درمان OCD (به ویژه برای کسانی که با زیرشاخههایی مانند وسواس وارسی کردن، کمالگرایی یا وسواس نظم/تقارن دست و پنجه نرم می کنند)، افراد یاد میگیرند که چگونه با دستکاری روتین، احساس راحتی بیشتری داشته باشند و به جای پافشاری بر آنها، نقص هایشان را بپذیرند.
همچنین یادمان باشد که زندگی مبتنی بر ارزشها می تواند الگوی مفیدی در عملکردهایمان باشد. به ارزش ها برای هدایتمان در زندگی، میدان دهیم و ترس هایمان را از آنها دور کنیم! اگر داشتن یک روتین مراقبت از پوست برای ما ارزش است، باید با دور شدن از اضطراب، به سمت آن حرکت کنیم.
در پایان باز هم تأکید می کنیم اگر در انجام کارهای روزمره با مشکل مواجه هستید یا گرایش های وسواس فکری-جبری دارید، مراجعه به یک درمانگر می تواند برایتان مفید باشد.





















